محمد رياض

40

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )

ولايت جلاى وطن شده‌اند وجماعت أولياء اللّه از آن فتور كشته شدند نويسندگان ديگر هم مهاجرت سيد را بسبب آشوب وفتنهء تيمور گوركانى نوشته‌اند . مهم‌ترين اطلاعات را درين ضمن صاحب روضات الجنان وجنات الجنان در روضهء هشتم آورده وخلاصهء آن بدين امر دلالت ميكند كه أمير تيمور از نفوذ فوق العادة وشخصيت برجسته وحق پرست على همداني ومريدان أو خائف بوده ودرين صورت چاره‌اى نميديد بجز اينكه وى را با ارادتمندانش از قلمرو خود بيرون كند . مؤلف در ضمن ذكر خواجة اسحق على شاهى مينويسد : « خواجة اسحق ختلانى . . . از أولاد عليشاه ختلانى است كه وى نيز مردى بزرگ بوده بحسب ظاهر وباطن . . . مغويان ومفسدان به أمير تيمور گوركانى عرض كردند كه سيدي در ختلان پيدا شده ومريدان بهم رسانده ومدعى سلطنت است - از جمله خواجة اسحق ختلانى پسر أمير آرامشاه مريد وى گشته . چون أمير آرامشاه را دخل تمام در سلطنت أمير تيمور بوده - انديشه نموده كه أرادت خواجة اسحق باعث خرابى سلطنت وى ميشود . . . » خواجة إسحاق را بدستور تيمور پيش أو ميبرند وخواجة در آن موقع آن عمامهء سياه پوشيده كه مرشدش على همداني باو بخشيده بود . تيمور مىپرسد « تو مريد كسى شده‌اى كه باعث فتنه شده است » ؟ سپس دستور ميدهد كه عمامهء سياه را از سرش بردارد ولى خواجة التماس كرد : « اگر سرم را بردارند خوشحالم ولى حاضر نيستم كه دستار على همداني را از سرم جدا سازم » . تيمور از دستور قبلي خود صرفنظر كرده گفت « ترا مصادره‌اى ميكنم بايد دو هزار اسپ قبچاق را حاضر كنى يا دستارت دور اندازى » . خواجة كه مرد متمولى بود مصادره را ادا كرد وآبروى دستار مرشدش را حفظ نمود . ملافات على همداني وأمير تيمور سپس بدستور أمير تيمور ، على همداني را براي ملاقاة با أو حاضر ميكنند . چون تيمور شنيده بود كه سيد هيچ موقع پشت بكعبه نمىنشيند ، عمدا أو را پشت بكعبه نشاند وگفت شنيدم كه پشت به قبله نمىنشينى - امروز چطور